مدح و ولادت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
آمد هـمان که عـلـتِ شـیـدایی من است از وصف این شکوه، زبان نیز الکن است چشمِ علی به دیدنِ این ماه روشن است فطرس بیا! که لحظۀ حاجت گرفتن است دریا رسیده است که سیـرابمـان کـنند امشب بناست صاحب اربـابمان کـنند امشب بناست خـاک زمین کـیـمـیا شود درهای آسـمـان به رویِ خـلـق وا شود امشب دوبـاره فـاطـمه حاجـتروا شود امشب بـنـاست کـل زمـیـن کـربلا شود مجنون کجاست؟ حضرت لیلا رسیده است تـنهـا پـنـاهِ زیـنب کـبـری رسـیده است قـنـداقـۀ حسین که حـبـلالـمـتـین ماست هر جا که نام اوست بهشت برین ماست ما نوکـریم؛ نوکـریاش کُلِ دین ماست مُهر غلامیاش همهجا بر جبین ماست بیراهـه نیست محو شکـوهش شدیم ما آری سـوار کـشـتـی نـوحـش شـدیـم مـا هـمـراه بـا تـلاطـم دریـا بـگـو حـسـیـن شادی قـلبِ حضرت زهـرا بگو حسین تا بـشـنـونـد مـردم دنـیـا؛ بـگـو حـسین امشب کـنـار زینب کـبـری بگـو حسین این نامْ تا همیـشه جـنون میدهـد به ما حی عـلی الحـسـیـن، سـلـیـمـانِ کـربـلا در خاکِ ماست ذرهای از خاکِ تربتش بیانـتـهـاست تـا ابـد الـدهـر رحـمـتـش اما چه شد شکسته شد آن روز حُرمتش در قــتــلـگــاه بـود و نـدادنـد مـهـلـتـش در کـنج قـتـلگـاه تـنـش چاک چاک بود رأسش به روی نیزه، تنش روی خاک بود |